من از مستی هراسم نیست،از آن مستان بی مقدار میترسم!

من از مستی هراسم نیست،از آن مستان بی مقدار میترسم!
ز عشق هرگز نترسیدم؛
گریزانم از آن عاشق که یک دل دارد و یکصد هزار دلبر!!
و نام عشق را بر خاک میمالد...
و هر دم در خیال خویش تمنای نگار تازه ای دارد!!!
ز تنهایی مرا پروا نبود هرگز؛
از آن تن ها ...که بر تن میزنند چنگی ز نامردی گریزانم!!!!
در این آشفته بازار رفاقت ها...به دنبال رفیقی ناب میگردم
زهی باطل خیالم را .......
که من مخمور و اینک در پی یک خواب میگردم................
دیدگاه ها (۱)

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست،ازآن مستان بی مقدارمی ترسم!زعشق هرگز ن...

من از مستی هراسم نیست، از آن مستان بی مقدار می ترسم!ز عشق هر...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستی هراسم نیست ، از آن مستان بی مقدار می ترسم ! ز عشق...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

من از مستي هراسم نيست ، از آن مستان بی مقدار مي ترسم !ز عشق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط