معلم برگههای سفیدتر از دیوارهای کلاس رو بین ما پخش کرد و
معلم برگههای سفیدتر از دیوارهای کلاس رو بین ما پخش کرد و از ما خواست لیست کسایی که اطمینان از همیشگی بودن آنها داریم رو تهیه کنیم!
میدیدم که اطرافیانم هرکدوم دو برگ آچار رو پر کرده بودن.
اون روز هیچ نمرهای نگرفتم چراکه جواب کوتاه من وسط سفیدی برگه، دل معلمم رو بدجور میزد:
«سایهٔ خودم! البته اون هم به نور بستگی داره»...
- فریاد عربده را سکوت میزد
میدیدم که اطرافیانم هرکدوم دو برگ آچار رو پر کرده بودن.
اون روز هیچ نمرهای نگرفتم چراکه جواب کوتاه من وسط سفیدی برگه، دل معلمم رو بدجور میزد:
«سایهٔ خودم! البته اون هم به نور بستگی داره»...
- فریاد عربده را سکوت میزد
- ۱۳.۸k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط