سناریو*

وقتی دارین گیم می‌زنین و همش میبری


نامجون: ای بابا چرا همش تو میبری

جین: هوفف نفس عمیق الان هم صورت هنسدسامم خراب میشه هم غذام میسوزه پاشم دیگه ، ا،تتت من رفتم الان غذام میسوزه
ا،ت : نه دیگههه ننرروو

یونگی : اعصابش خورد میشه دسترو میزاره عین پیشی میلوله تو بغلت (وای من غش)

هوپی : یجا با اصلحت می اوفتی دنبالش و اونم فرار می‌کنه (تو بازی ها )

جیمین : ا،تتت حداقل بزار یه دست من ببرم دیگهههه
(با حالت کیوت )

تهیونگ : یهو یونتان و میزاره بغلت و سریع تو بازی میزنتت
ا،ت : قبول نیستتت تو تقلب کردییی

کوک : با به دستش دسترو گرفته و بازی می‌کنه و با اون یکی دستش بهت کرم می‌ریزه تا بالا خره ببرتت


هووو بالا خره سناریو ی جدیددد ✨
دیدگاه ها (۱)

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

سناریو بی تی اسوقتی بغلشون میکنی وا پاتو دور کمرشون حلقه میک...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

سناریو سانزو پارت 2

True Love③①ا/ت: تهیونگتهیونگ: جانما/ت: من الان لباسی ندارم ه...

سناریو دارک از ران هایتانی زمان بانتنکن نیچیوا !!! 💜🖤اومدم ب...

سناریو بلولاک/:قفل آبی

***### 🖤 **رمان / سناریو: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط