{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باور نمی کنم که مرا هم خریده ای

باور نمی کنم که مرا هم خریده ای

 
آخر مگر ز عبد فراری چه دیده ای

 
 
لایق نبوده ام بنشینم کنار تو

 
با لطف خود مرا به حضورت کشیده ای

 
 
هرگز به روی من نزدی عبد عاصی ام

 
اصلاً نگفته ای که تو پرده دریده ای

 
 
با این همه گناه و خطایی که داشتم

 
هرگز ندیده ام ز گدایت بُریده ای

 
 
گفتم دگر ز چشم تو افتادم ای خدا

 
امّا هنوز در بر من آرمیده ای

 
 
من بی توجّهی به تو کردم ولی مُدام

 
ناز مرا به خاطر زهرا کشیده ای

 
 
ماه مبارک است و دلم شد سرای تو

 
از روح خود دوباره به جسمم دمیده ای

 
 
شرم از عذاب نوکر زهرا نموده ای

 
گفتی بیا که نوکر قامت خمیده ای

 
 
وقتی میان کوچه زمین خورد مادرم

 
آنجا صدای ناله ی او را شنیده ای
دیدگاه ها (۱)

#محرمحضرت علی اکبرز تیر و نیزه و شمشیر این بدن چه کشیده!؟هزا...

#محرمحضرت علی اکبرز تیر و نیزه و شمشیر این بدن چه کشیده!؟هزا...

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از این چمن پای...

بس کــه جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام همچـو نسیم از این چمن...

ای یادگار فاطمه که داغ دیده ایدر بستری ز غصّه و غم آرمیده ای...

۸۶۰بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از این چمن ...

بس کــه جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌ام همچـو نسیم از این چمن...

بس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از این چمن پای...

به یاد رفیق قدیمی جناب سیب بس کــه جفا ز خار و گل دید دل رم...

رهی معیریبس که جفا ز خار و گل دید دل رمیده‌امهمچو نسیم از ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط