سناریو
موضوع: زندگی با خانواده سانو
اسم شما: یوکو
نسبت: دختر کوچک خانواده
اسلاید اول و دوم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــ هر روز ایزانا یا شینچیرو شمارو بیدار میکنن
ـــ هر روز مایکی ازت میخواد بیای گنگ ولی شینچیرو و ایزانا جلوشو میگیرن
ـــ شما از گنگ ایزانا مایکی و شینچیرو هر کدوم یک لباس دارید که هر موقع میخوای باهاشون بری لباس اون کنگو می پوشی
ـــ شما مو های کوتاه رو دوست داری
ـــ یک بار شینچیرو نذاشت تا یک سال موهاتو کوتاه کنی وقتی بلند بلند شد شینچیرو اشک شوق ریخت اما طولی نکشید که شما با قیچی جلوی چشم شینچیرو موهاتو کوتاه کردی
ـــ شما تلاش میکنید که اما و دراکنو بهم برسونی ولی به هیچ جا نمیرسی
ـــ هرکی شمارو تو دیدار اول میبینه فکر می کنه خیلی آرومی ولی یک سانیه بعد از فکرش خندش میگیره
ـــ شما رو همه بخصوص واکاسا و تاکه ئومی کرم میریزید
ـــ یک بار وقتی بچه بودی دشمنای گنگای برادرات ریختن سرت و تا حد مرگ زدنت که از قضا بنکی و واکاسا اونجا شمارو دیدن و شمارو نجات دادن
ـــ شما همیشه با اما ، یوزوها ، سنجو و هینا میرین خرید البته تو و اما پولای شینچیرو و ایزانا رو کش میرین
ــــ رابطه شما با دخترا خیلی خوبه بخصوص سنجو
ـــ یک بار شما رفته بودید به گنگ ایزانا با شیون برای کرم ریزی زدید موهای ران رو کوتاه کردید
ــــ شینچیرو هیچ وقت به شما اجازه نمیده موتور یاد بگیری و میگه برات خطرناکه
ــــ خلاصه خیلی دوست دارن مواظبشون باش
تماممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
اسم شما: یوکو
نسبت: دختر کوچک خانواده
اسلاید اول و دوم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــ هر روز ایزانا یا شینچیرو شمارو بیدار میکنن
ـــ هر روز مایکی ازت میخواد بیای گنگ ولی شینچیرو و ایزانا جلوشو میگیرن
ـــ شما از گنگ ایزانا مایکی و شینچیرو هر کدوم یک لباس دارید که هر موقع میخوای باهاشون بری لباس اون کنگو می پوشی
ـــ شما مو های کوتاه رو دوست داری
ـــ یک بار شینچیرو نذاشت تا یک سال موهاتو کوتاه کنی وقتی بلند بلند شد شینچیرو اشک شوق ریخت اما طولی نکشید که شما با قیچی جلوی چشم شینچیرو موهاتو کوتاه کردی
ـــ شما تلاش میکنید که اما و دراکنو بهم برسونی ولی به هیچ جا نمیرسی
ـــ هرکی شمارو تو دیدار اول میبینه فکر می کنه خیلی آرومی ولی یک سانیه بعد از فکرش خندش میگیره
ـــ شما رو همه بخصوص واکاسا و تاکه ئومی کرم میریزید
ـــ یک بار وقتی بچه بودی دشمنای گنگای برادرات ریختن سرت و تا حد مرگ زدنت که از قضا بنکی و واکاسا اونجا شمارو دیدن و شمارو نجات دادن
ـــ شما همیشه با اما ، یوزوها ، سنجو و هینا میرین خرید البته تو و اما پولای شینچیرو و ایزانا رو کش میرین
ــــ رابطه شما با دخترا خیلی خوبه بخصوص سنجو
ـــ یک بار شما رفته بودید به گنگ ایزانا با شیون برای کرم ریزی زدید موهای ران رو کوتاه کردید
ــــ شینچیرو هیچ وقت به شما اجازه نمیده موتور یاد بگیری و میگه برات خطرناکه
ــــ خلاصه خیلی دوست دارن مواظبشون باش
تماممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
- ۹.۷k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط