{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه هوایی

چه هوایی
چه طلوعی
جانم
باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را دیدم
آرزوهایم را
بدهم تا برساند به خدا
به خدایی که خودم میدانم
نه خدایی که برایم از خشم
نه خدایی که برایم از قهر
نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند
به خدایی که خودم میدانم
به خدایی که دلش پروانه است
و به مرغان مهاجر هر سال راه را میگوید
و به باران گفته است باغها تشنه شدند
و حواسش حتی
به دل نازک شب بو هم هست
که مبادا که ترک بردارد
به خدایی که خودم میدانم
چه خدایی
جانم...
روزتون پراز حضور خداوند
دیدگاه ها (۹)

غصه می سوزد مرا ، باران ببارکوچه می خواند تو را ، باران ببار...

دلتنگی هایم گفتنی نیست... نوشتنی هم نیست .... اگر عاشق باشی....

باز هم شب شدو این تکرار بی پایانواین سکوتِ پُر هیاهوو منسکوت...

ﺩﯾﺮ ﺷﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺧﯿﺮﺑﺎ ﻭﻓﺎﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﯼ ﺧﻠﻮﺕ ﮔﺰﯾﻨ...

چه هوایی چه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی ر...

چه هوایی چه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی ر...

چه هوایی چه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی ر...

چه هواییچه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی را...

چه هوایی چه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی ر...

چه هوایی چه طــــــــلوعی جانمباید امروز حواسم باشد که اگر ق...

امـــروز چه هوایی چـــــــه طــــــــلوعی جانــــــــــــم ...

چه هوایی چه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی ر...

چه هوایی چه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی ر...

چه هوایی چه طلوعی جانم باید امروز حواسم باشد که اگر قاصدکی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط