بود مردی پیش ازین نامش نصوح

بود مردی پیش ازین نامش نصوح
بد ز دلاکی زن او را فتوح

بود روی او چو رخسار زنان
مردی خود را همی‌کرد او نهان

او به حمام زنان دلاک بود
در دغا و حیله بس چالاک بود

سال‌ها می‌کرد دلاکی و کس
بو نبرد از حال و سر آن هوس

زانک آواز و رخش زن‌وار بود
لیک شهوت کامل و بیدار بود

چادر و سربند پوشیده و نقاب
مرد شهوانی و در غرهٔ شباب

دختران خسروان را زین طریق
خوش همی‌مالید و می‌شست آن عشیق

توبه‌ها می‌کرد و پا در می‌کشید
نفس کافر توبه‌اش را می‌درید

رفت پیش عارفی آن زشت‌کار
گفت ما را در دعایی یاد دار

سر او دانست آن آزادمرد
لیک چون حلم خدا پیدا نکرد

بر لبش قفلست و در دل رازها
لب خموش و دل پر از آوازها

عارفان که جام حق نوشیده‌اند
رازها دانسته و پوشیده‌اند

هر که را اسرار کار آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند

سست خندید و بگفت ای بدنهاد
زانک دانی ایزدت توبه دهاد

✏️#مولانا
#مولوی

#شعر #عکس_نوشته #عکس_پروفایل #شعر_نوشته #حکایت #مثنوی_معنوی #تمثیل #توبه #عکس_نوشته_گرد

کانال تلگرام 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸
@MehrBanooo_2018
دیدگاه ها (۱)

آن سلامی که ز دل میآیدآن سلامی که زاعماق وجودمسوی دلهای شمام...

قشنگترین داستانی که تا حالا خوندم و پیشنهاد میکنم حتما بخونی...

★ داستانش زیاده ولی قشنگه ★آیا داستان مردی را که در حمام زنا...

نصوح مردی بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و ان...

نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اند...

نصوح مردى بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو نداشت و اند...

توبه نصوح :نصوح مردی بود شبیه زنها ،صدایش نازک بود صورتش مو ...

✍ برای توبه نصوح داستانی ذکر می‌کنند که برای تقریب ذهن جهت د...

ماجرای خواندنی" توبه نصوح" “نصوح” مردی که در حمام زنانه کار ...

داستان “نصوح” مردی که در حمام زنانه کار می‌کردیا ایّها الَّذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط