{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍂 آسمان می‌گرید🍂

🍂 آسمان می‌گرید🍂

در ماتمت، ابرِ آسمان می‌گرید
از داغ تو چشمِ هر زمان می‌گرید

نالیده کمان و تیر، از حرمله‌ها
شمشیر و سپر، تیر و کمان می‌گرید

روشن شده چون تنور خولی از نور
خاکستر و آتشِ نهان می‌گرید

چون گشته قلم، دست علم‌گیر حسین
مَشکِ پُرِ غصّه، همچنان می‌گرید

بر خاک فتاده اشجع ُالناسِ حسین
از داغ علی، چشم زمان می گرید

در شام بلا خرابه‌ای جان سوز است
دیوار خرابه ناگهان می‌گرید

شش ماهه‌ی غنچه لب، علی اصغر ما
می‌نالد و چشمانِ جهان می‌گرید

زینب نگران به روی تل آمده است
زهرا با او، ناله کنان می‌گرید


‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌ᬼ꙰҈꙰҈̥̤̥̤̥🌺🍃ᬼ꙰҈꙰҈̥̤̥̤̥
دیدگاه ها (۸)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

▪ ️یـــا علـــــی اصغــــر🏴 کربلا آتش به جان آسمان ها می زند...

▪ ️یـــا علـــــی اصغــــر🏴 کربلا آتش به جان آسمان ها می زند...

کربلا آتش به جان آسمان ها می زند"کودک بی شیر" را بر دست بابا...

گفتم "حسین"، صفحه‌ی دل، پرستاره شدراهِ نجات، دامنِ یک شیرخوا...

#حضرت_علی_اصغر_ع_شهادت🏴از زبان تیر سه شعبهقبول دارم در کربلا...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

یک بیابان بی کسی بود و حسینیک نگاه زینبی بود و حسینچادر پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط