{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشد

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشد
رنج سرخی را که گلبرگ شقایق می کشد

درک باید کرد، شب های بلند و سرد را
استخوان دردی که عاشق، آن دقایق می کشد

طعم تلخ زهر، در کابوس را باید چشید
کام تلخی را ،که با لمس حقایق می کشد

حس تنهایی وخاموشی شمع رو به باد
رشد بغض بی امانی را که تا دق می کشد


خوب باید دید، حال وروز هر دلداده را
پیچ و تابی را که شب ، تا صبح صادق می کشد

عشق ، طوفان است و عاشق ، چون غریقی ناامید
انتظاری سخت ؛ با امید قایق می کشد...
دیدگاه ها (۱)

من پر از وسوسه ی چشم تو هستم! تو چطور؟من از احساس غزلخیز تو ...

شمع تنهایی من پروانه می خواهی چه کارشعر دیگر از من دیوانه می...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

یک گوشه بمانی و دلت تنگِ کسی که...در حسرتِ آوایِ خوش آهنگِ ک...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

My lovely neighbor part : 60

پارت: 10 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«فازِ ناجی برداشتی؟ فکر می...

My lovely neighbor part : 50

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشدرنج سرخی را که گلبرگ شقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط