{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشد

لمس باید کرد؛ دردی را که عاشق می کشد
رنج سرخی را که گلبرگ شقایق می کشد

درک باید کرد، شب های بلند و سرد را
استخوان دردی که عاشق، آن دقایق می کشد

طعم تلخ زهر، در کابوس را باید چشید
کام تلخی را ،که با لمس حقایق می کشد

حس تنهایی وخاموشی شمع رو به باد
رشد بغض بی امانی را که تا دق می کشد

خوب باید دید، حال وروز هر دلداده را
پیچ و تابی را که شب ، تا صبح صادق می کشد

عشق ، طوفان است و عاشق ، چون غریقی ناامید
انتظاری سخت ؛ با امید قایق می کشد..
دیدگاه ها (۷)

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینمبر این تکرار در تکرار پای...

یـه وقـتهـایـی دلـتـــ مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـن...

از صدای گذر آب چنان می فهمیمتندتر از آب روان عمر گران میگذرد...

هَر قَدری که طَرَفَمو ببَخشَماَز اون به بَعد هَمونقَدر کمتر ...

تکاپو پارت 58:سقوط🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دامیان با لرزشی که در دستانش بود...

ابلیس

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.89(از زبون ا.ت)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط