{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مي تراود مهتاب

مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

نيست يك دم شكندخواب به چشم كس وليك

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم مي شكند

نگران با من ايستاده سحر

صبح مي خواهد از من

كز مبارك دم او آورم اين قوم به جان باخته را بلكه خبر

در جگر ليكن خاري

از ره اين سفرم مي شكند

نازك آراي تن ساق گلي

كه به جانش كشتم

و به جان دادمش آب

اي دريغا به برم مي شكند

دستهاي سايم

تا دري بگشايم

بر عبث مي پايم

كه به در كس آيد

در وديوار به هم ريخته شان

بر سرم مي شكند

مي تراود مهتاب

مي درخشد شبتاب

مانده پاي ابله از راه دور

بر دم دهكده مردي تنها

كوله بارش بر دوش

دست او بر در مي گويد با خود

غم اين خفته چند

خواب در چشم ترم ميشكند
دیدگاه ها (۱)

وصيّت‌نامه‌ی ِ نيمايوشيج شب دوشنبه 28 خرداد 1335 امشب فکر می...

آشنایی با بیدل دهلوی ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل فرزند...

زندگي نامه نيمايوشيج علي اسفندياري، مردي كه بعدها به «نيما ي...

شب بخیر دوستای عزیزم♥ ♥ ♥ ♥ ...

می‌تراود مهتابمی‌درخشد شبتابنیست یک دم شکند خواب به چشم کس و...

می تراود مهتاب،می درخشد شبتاب.نیست یکدم شکند خواب به چشم کس ...

می‌تراود مهتابمی‌درخشد شبتابنیست یک دم شکند خواب به چشم کس و...

می تراود مهتاب،می درخشد شبتاب.نیست یکدم شکند خواب به چشم کس ...

می تراود مهتابمی درخشد شب تابنیست یک دم شکند خواب به چشم کس ...

#می‌تراود مهتابمی‌درخشد شب‌تابنیست یک‌دم شکند خواب به چشم کس...

می تراود مهتابمی درخشد شب تابنیست یک دم شکند خواب به چشم کس ...

می تراود مهتابمی درخشد شب تابنیست یک دم شکند خواب به چشم کس ...

می تراودمهتاب می درخشد شب تاب نیست یکدم شکند خواب به چشم کس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط