{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می تَراوَد مَهتاب

می تَراوَد مَهتاب
می درخشد شَب تاب،
نیست یک دَم شِکَنَد خواب به چشمِ کَس ولیک
غَمِ این خُفته ی چند
خواب در چشمِ تَرَم می شکند.
نگران با من اِستاده سَحَر
صبح می خواهد از من
کز مبارکْ دَمِ او آوَرَم این قومِ به جانْ باخته را بلکه خبر
در جگر لیکن خاری
از رَهِ این سفرم می شکند...

نیما_یوشیج

#عکس_پروفایل_آقا_مهران
دیدگاه ها (۵)

در شب سرد زمستانی کوره ی خورشید هم، چون کوره ی گرم چراغ من ن...

ترا من چشم در راهمشباهنگامکه می گیرند در شاخ " تلاجن" سایه ه...

سالروز تولد,نیما یوشیج,,پدر شعر سپید ,,علی اسفندیاریشاعر بزر...

آئین چــــــــــراغ خاموشی نیســـــتشمعی بیافروزیم به یاد عز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط