{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می تراود مهتاب

می تراود مهتاب
می درخشد شب تاب
نیست یک دم شکند خواب به چشم کس ولیک
غم این خفته ی چند
خواب در چشم ترم می شکند
نگران با من استاده سحر
صبح می خواهد از من
کز مبارک دم او آورم این قوم به جان باخته را
در جگر لیکن خاری
از ره این سفرم می شکند
نازک آرای تن ساق گلی
که به جانش کشتم
و به جان دادمش آب
ای دریغا به برم می شکند
دست ها می سایم
تا دری بگشایم
بر عبث می پایم
که به در کس آید
در و دیوار به هم ریخته شان
بر سرم می شکند
دیدگاه ها (۱)

#می‌تراود مهتابمی‌درخشد شب‌تابنیست یک‌دم شکند خواب به چشم کس...

مي تراود مهتاب مي درخشد شبتاب نيست يك دم شكندخواب به چشم ك...

می تراود مهتابمی درخشد شب تابنیست یک دم شکند خواب به چشم کس ...

می‌تراود مهتابمی‌درخشد شبتابنیست یک دم شکند خواب به چشم کس و...

می تراود مهتابمی درخشد شب تابنیست یک دم شکند خواب به چشم کس ...

نیمایوشیجمیتراود مهتابمیدرخشد شبتابنیست یکدم شکند خواب به چش...

می تَراوَد مَهتابمی درخشد شَب تاب،نیست یک دَم شِکَنَد خواب ب...

می تَراوَد مَهتاب می درخشد شَب تاب، نیست یک دَم شِکَنَد خواب...

می تراودمهتاب می درخشد شب تاب نیست یکدم شکند خواب به چشم کس ...

یما یوشیجمی تَراوَد مَهتابمی درخشد شَب تاب،نیست یک دَم شِکَن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط