ترجمه لایو ویورس جین ✨
ترجمه لایو ویورس جین ✨
جین : دوباره سلام
جین : فردا پایان این تور هست، اما پایان سفر ما نیست.
جین : این تور... وقتی که در آوریل شروع به آماده شدن براش کردم، فکر میکردم حتی شروع هم نشه، اما حالا داره به پایان میرسه.
جین : فردا بعد از کنسرت به کره برنمیگردم، بلکه مستقیم به آمریکا میرم تا به اعضا ملحق بشم.
جین : اینترنت اینجا، توی هتل ـه
جین : اوه، نه، هتل نیست
جین : اینترنت یکم کند هست، برای همین مطمئن نیستم خوب کار کنه
جين به شوخی به ممبرها گفت که به آمریکا نمیاد ، که اونا هم جواب دادن : «هیونگ، دست از بچهبازی بردار ، باید آلبوممون رو منتشر کنیم!» که اونمهم جواب داد: «باشه... میام .»
جین — این تیشرت بامزه نیست؟ من فکر میکنم خیلی بامزهست.
جین :من برنامه بچههای کوچیکتر رو دیدم، میدونید که هیچ روزی نیست که ورزش نکنن!
پس فردا وقتی کنسرت تموم شد، منم میخوام بهشون بپیوندم.
جین : نمیدونم میتونم دوباره «Run Seokjin» رو منتشر کنم یا نه، چون برنامهی فعالیتهای گروهی رو دیدم و خیلی فشرده بود!!
کل برنامه خیلی پر شده، برعکس کارهای انفرادی میخنده شاید زود نباشه، ولی «Run Seokjin» یه روز حتماً برمیگرده!
جین : فکر نمیکنم تا حالا به اندازه اون موقع که روی صحنه بودم، دلتنگشون (اعضا ) شده باشم.
جین : متأسفانه اجرای اضافی نخواهیم داشت، چون نتونستیم سالن رو رزرو کنیم... پس کنسرت فردا آخرین اجرا برام خواهد بود... این مدت واقعاً برای من فوقالعاده بود. راستی، طرفداران خارجی همچنان بهم مینویسن: «من دوستت دارم، جین؟» اما اسم من جین هست، نه جین (Jane). باید درست بخونن :جین
جین : با نگاه به برنامه کاری گروه، به نظر میرسد خیلی شلوغه.
کار واقعی اونقدر فشرده بود که حتی نمیشد اونا رو با فعالیتهای شخصی من مقایسه کرد.
جین : من دیگه تنها نیستم، حالا همراه با اعضا هستم.
جین : اولش برنامهام این بود که تو تور به اون مناطقی برم که هوبی نرفته بود، وقتی اعضا مشغول آماده شدن بودن... کنجکاو بودم ببینم رفتن به اونجا چه حسی داره.
فکر میکردم وقتی اعضا خدمت بودن ، شماها حوصلهتون سر میره. به هوبی نگفتم که میخوام به جاهایی برم که اون نرفته، خودم این کار رو انجام دادم.
جین واقعاً تو کنسرت حسابی خوش گذشت. فردا آخرین کنسرته، و کی دوباره این فرصت رو دارم که همچین تور بزرگی برگزار کنم؟ اگر بگم بعداً انجامش میدم، احتمالاً فقط تو آینده دور ممکنه... این لحظهای بود خیلی شاد و من از طرفدارانم خیلی ممنونم که این لحظه رو با من بودن. میدونم برای شما هم راحت نبود، ولی اومدید منو ببینید و انرژیتون رو به من دادید... این لحظه برای من خیلی تأثیرگذار و احساسی بود
جین :اعضا ازم میپرسن: «هیونگ چرا اینقدر لاغری؟ تو که درست غذا میخوری و ورزش میکنی. هیون، کاری که تو میکنی ورزش حساب نمیشه.»
اونها وزنههای چند کیلویی رو بلند میکنن و با صدای بلند آه میکشن: «اِه!»
فکر نمیکنم من باید اونجا برم.
یه حس دارم که قراره اونجا یه عالمه تمرین داشته باشم .
و فعلاً، RunJin. خیلی ممنونم از عشق و حمایت شما. نمیدانم کی میتوانم برگردم. برنامهی تیم رو دیدم
این با فعالیتهای انفرادی من فرق داره نمیدونم آیا میتونم برگردم یا نه. یک روزی، واقعاً. شاید روزی.
آآا، به نظر میرسه الان تبم بالا میره *
اگه تب بیشتر بشه چی میشه؟ میشه یازده
*کلمه «열» (یول) در زبان کرهای هم میتونه معنی «تب» بده و هم عدد «ده»، یه شوخی کلاسیک و قدیمی از جین 😭😂
— گفتن: «هیونگ، میتونی از این اتاق استفاده کنی.»
منم گفتم: «ولی من یه اتاق دیگه رو میخواستم.»
اونا گفتن: «میدونستیم اینو میگی، واسه همین اون یکی اتاق رو هم برات نگه داشتیم.»
منم: «واو، چه باحال!»
بعد گفتن: «تا وقتی هیون نیاد، این اتاق خالی میمونه!»
منم گفتم: «نههه~ اگه خواستین میتونین ازش استفاده کنین.»
ولی اونا جواب دادن: «نه، بهترین اتاق رو برات گذاشتیم، این واضحِ چون بعد از کلی کار سخت اومدی.»
... راستش هیچی از اینا رو نگفتن 😆 فقط حسِ خودم بهم گفت! این بچهها... *میخنده...
من حتی بلد نیستم دروغ بگم. اونا واقعاً بهترین اتاق رو با همین فکر برام نگه داشتن. اینو از حرفهام با ممبرا حس کردم و مطمئنم واقعاً همین کارو میکردن! *میخنده...
جین : دوباره سلام
جین : فردا پایان این تور هست، اما پایان سفر ما نیست.
جین : این تور... وقتی که در آوریل شروع به آماده شدن براش کردم، فکر میکردم حتی شروع هم نشه، اما حالا داره به پایان میرسه.
جین : فردا بعد از کنسرت به کره برنمیگردم، بلکه مستقیم به آمریکا میرم تا به اعضا ملحق بشم.
جین : اینترنت اینجا، توی هتل ـه
جین : اوه، نه، هتل نیست
جین : اینترنت یکم کند هست، برای همین مطمئن نیستم خوب کار کنه
جين به شوخی به ممبرها گفت که به آمریکا نمیاد ، که اونا هم جواب دادن : «هیونگ، دست از بچهبازی بردار ، باید آلبوممون رو منتشر کنیم!» که اونمهم جواب داد: «باشه... میام .»
جین — این تیشرت بامزه نیست؟ من فکر میکنم خیلی بامزهست.
جین :من برنامه بچههای کوچیکتر رو دیدم، میدونید که هیچ روزی نیست که ورزش نکنن!
پس فردا وقتی کنسرت تموم شد، منم میخوام بهشون بپیوندم.
جین : نمیدونم میتونم دوباره «Run Seokjin» رو منتشر کنم یا نه، چون برنامهی فعالیتهای گروهی رو دیدم و خیلی فشرده بود!!
کل برنامه خیلی پر شده، برعکس کارهای انفرادی میخنده شاید زود نباشه، ولی «Run Seokjin» یه روز حتماً برمیگرده!
جین : فکر نمیکنم تا حالا به اندازه اون موقع که روی صحنه بودم، دلتنگشون (اعضا ) شده باشم.
جین : متأسفانه اجرای اضافی نخواهیم داشت، چون نتونستیم سالن رو رزرو کنیم... پس کنسرت فردا آخرین اجرا برام خواهد بود... این مدت واقعاً برای من فوقالعاده بود. راستی، طرفداران خارجی همچنان بهم مینویسن: «من دوستت دارم، جین؟» اما اسم من جین هست، نه جین (Jane). باید درست بخونن :جین
جین : با نگاه به برنامه کاری گروه، به نظر میرسد خیلی شلوغه.
کار واقعی اونقدر فشرده بود که حتی نمیشد اونا رو با فعالیتهای شخصی من مقایسه کرد.
جین : من دیگه تنها نیستم، حالا همراه با اعضا هستم.
جین : اولش برنامهام این بود که تو تور به اون مناطقی برم که هوبی نرفته بود، وقتی اعضا مشغول آماده شدن بودن... کنجکاو بودم ببینم رفتن به اونجا چه حسی داره.
فکر میکردم وقتی اعضا خدمت بودن ، شماها حوصلهتون سر میره. به هوبی نگفتم که میخوام به جاهایی برم که اون نرفته، خودم این کار رو انجام دادم.
جین واقعاً تو کنسرت حسابی خوش گذشت. فردا آخرین کنسرته، و کی دوباره این فرصت رو دارم که همچین تور بزرگی برگزار کنم؟ اگر بگم بعداً انجامش میدم، احتمالاً فقط تو آینده دور ممکنه... این لحظهای بود خیلی شاد و من از طرفدارانم خیلی ممنونم که این لحظه رو با من بودن. میدونم برای شما هم راحت نبود، ولی اومدید منو ببینید و انرژیتون رو به من دادید... این لحظه برای من خیلی تأثیرگذار و احساسی بود
جین :اعضا ازم میپرسن: «هیونگ چرا اینقدر لاغری؟ تو که درست غذا میخوری و ورزش میکنی. هیون، کاری که تو میکنی ورزش حساب نمیشه.»
اونها وزنههای چند کیلویی رو بلند میکنن و با صدای بلند آه میکشن: «اِه!»
فکر نمیکنم من باید اونجا برم.
یه حس دارم که قراره اونجا یه عالمه تمرین داشته باشم .
و فعلاً، RunJin. خیلی ممنونم از عشق و حمایت شما. نمیدانم کی میتوانم برگردم. برنامهی تیم رو دیدم
این با فعالیتهای انفرادی من فرق داره نمیدونم آیا میتونم برگردم یا نه. یک روزی، واقعاً. شاید روزی.
آآا، به نظر میرسه الان تبم بالا میره *
اگه تب بیشتر بشه چی میشه؟ میشه یازده
*کلمه «열» (یول) در زبان کرهای هم میتونه معنی «تب» بده و هم عدد «ده»، یه شوخی کلاسیک و قدیمی از جین 😭😂
— گفتن: «هیونگ، میتونی از این اتاق استفاده کنی.»
منم گفتم: «ولی من یه اتاق دیگه رو میخواستم.»
اونا گفتن: «میدونستیم اینو میگی، واسه همین اون یکی اتاق رو هم برات نگه داشتیم.»
منم: «واو، چه باحال!»
بعد گفتن: «تا وقتی هیون نیاد، این اتاق خالی میمونه!»
منم گفتم: «نههه~ اگه خواستین میتونین ازش استفاده کنین.»
ولی اونا جواب دادن: «نه، بهترین اتاق رو برات گذاشتیم، این واضحِ چون بعد از کلی کار سخت اومدی.»
... راستش هیچی از اینا رو نگفتن 😆 فقط حسِ خودم بهم گفت! این بچهها... *میخنده...
من حتی بلد نیستم دروغ بگم. اونا واقعاً بهترین اتاق رو با همین فکر برام نگه داشتن. اینو از حرفهام با ممبرا حس کردم و مطمئنم واقعاً همین کارو میکردن! *میخنده...
- ۵.۹k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط