{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)
پارت12
دیدم اعضا شروع کردن به غذا خوردن
یکم عجیب بود که چیزی نگفتم و غذا خوردن ولی خب ولش من منم حوصله نداشتم
بادیگارد:خانوم کارا رو دستیار چوی انجام داد کاره دیگه ای نمونده
ات:اا واقعا من خواستم برم خب باشه
بادیگارد:چشم خانوم جای دیگه ای قراره برین
ات:نه فعلا ن
بادیگارد:چشم
ات:چیزی می خواین بگین
نگاشون کردم
نامجون:کی می خوای ما رو ول کنی
ات:نمی دونم فعلا
نامجون:یعنی چی تا کی می خوای مارو اینجا نگه داری
ات:هروقت دلم بخوادچیز دیگه می خواین بگین
دیگه چیزی نگفتن
ات:امروز خونم پس فکر کنم بتونین یکم تو خونه بچرخید
بعد این حرفم به سمت اتاق خوابم حرکت کردم تا چنتا پرونده رو حل کنم

ویو اعضا
جونگکوک:ما تا کی قراره اینجا بمونیم من دارم خسته میشم
جین:جونگکوک ما هم چیزی نمی دونیم
جونگکوک:خو دیگه بسه تا کی باید به حرف این گوش کنم ها تا کی(عربده)

...پایاننننن
دیدگاه ها (۰)

بچه‌هاااا بالاخره رسیدیم به آموزش کاور قابلمه 😍❤️می‌دونم خیل...

تک‌پارتی تهکوک | «شریک من، بادیگارد من؟»مدیر امنیتی پرونده ر...

سلامی دوباره دخترایه سوال ازتون داشتم که دیشب بهش فکر کردممی...

Destiny part 7

پارت ۲۱ — «انتقام جونگکوک»رها هنوز پشت مبل قایم شده بود.رها:...

پارت ۲۸ — «شامِ فاجعه»نیم ساعت بعد، بوی عجیبی کل خونه رو برد...

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

اهم_ کپشن

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۶| بعد از اون همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط