{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم در لایو کوکمین چه ها گذشت!!!

🐥: وقتی ۵ هفته تو پادگان آموزشی بودیم، هر روز برای من سخت بود، هم قبل از غذا و هم قبل از خواب *🤣😂🤣* ولی جونگ‌کوک خیلی منو تشویق می‌کرد، اینجوری میکرد که: «اوه، هیونگ، یه روز گذشت، اوه، هیونگ، یه هفته گذشت. حال میکنی زمان چقدر سریع می‌گذره؟» و بعدش که ما تقسیم شدیم و موقعیت‌های رسمیمون رو گرفتیم، همه چیز عوض شد. اونموقع جونگکوک بود که هر روز سختش بود🤣🤣🤣 واسه همین من بهش میگفتم: «اوه، جونگ‌کوک، یه روز گذشت، یه هفته گذشت. میبینی؟!» *😂🤣😂🤣* ما واقعاً خیلی از همدیگه حمایت میکردیم اینطوری
🐰: بیشتر از همه می‌خواستم بگم که در طول یک سال و نیم، این مدت زمان نسبتاً طولانی بود، و ما هیچ کاری نمی‌تونستیم بکنیم. ولی شما منتظر ما موندین، و ما خیلی ازتون ممنونیم. امیدوارم به زودی روزی برسه که ما آماده بشیم و جبران کنیم.
🐥: و اگه راستشو بخواین... زمان اونجا اصلاً نمی‌گذشت. ما البته خوب از پسش بر اومدیم، ولی زمان اصلاً حرکت نمی‌کرد واقعا.
🐰: حس می‌کردی انگار حدود سه سال گذشته؟
🐰: *به جیمین نگاه می‌کنه تا چیزی بگه*
🐥: یه چیزی تو دندونم گیر کرده. *🤣🤣*
🐰: می‌خوای یه لحظه بری اونجا دراریش؟
🐥: اره. خودش درست نمیشه. یه چیزی خوردم و اینم نتیجه‌اش! *از کادر خارج می‌شه*
اسلاید آخر : تی‌اکس‌تی بیبی ها دوباره برای جیمین و جونگکوک‌ هم هدیه و نامه فرستادن 😭
🐰: دوستامون تی‌اکس‌تی...
🐥: این گل‌ها!
🐰: اونا این طومارها (پیام‌ها) و گل‌ها رو آماده کردن. می‌تونیم بخونیمشون؟
🐥: مگه نمی‌تونیم؟ فکر کنم فقط چیزای خوب برامون نوشتن.
🐰: ممنون.
🐥: ممنون دوستای من. ولی یونجون جان دست‌خطش جدًا بده.
🐥: دست‌خط بومگیو قشنگه
🐥: دست خط یونجون جان واقعا افتضاح-
🐰: *مکث*
🐰: خواستم بگم فکر میکنم دست خط یونجون جان شبیه منه یه طورایی
🐥: ممنون!! ولی دست‌خط یونجون جان افتضاحه *🤣😂* اوه، ولی اینجا قشنگ نوشته! چی نوشته؟
🐰: دست‌خط یونجون جان یه جورایی شبیه منه. ولی دست‌خط بومگیو از همه بهتره.
🐥: دست‌خط یونجون همیشه تو چشمم می‌زنه 😂😂 «این یونجونه. صمیمانه تبریک می‌گم که خدمتتون تموم شد. دفعه بعد که همدیگه رو دیدیم بریم غذا بخوریم. منتظر می‌مونم. سخت کار کردید." مرسی عزیزم. خیلی ممنون.
🐰: این بچه به تو گفت «بریم غذا بخوریم»؟
🐥: آره، به تو گفت «دو بار بریم غذا بخوریم»؟
🐰: نه، اینجا می‌گه «لطفاً برام یه چیزی بخر بخورم.»
🐥: خب پس باید براش یه چیزی بخری بخوره.
🐰: باید این کارو بکنم.
🐰: «بعد از ارتش باحال‌تر شدید.» من این‌طور فکر نمی‌کنم.
🐥: احتمالاً آره.
🐰: احتمالاً نه.
🐥: وا

https://wisgoon.com/p/DQSUN735T5/

میریم پارت بعد...
دیدگاه ها (۰)

پارت سوم در لایو کوکمین چه ها گذشت!!!!

پارت چهارم!!! در لایو کوکمین چه ها گذشت!!!

پارت اول در لایو کوکمین چه ها گذشت!!!

بچه قشنگ رفت تو هپروت😂😭🫠

🐰 من می‌خوام حلقه رو فقط روزای خاص بندازم، چون حس می‌کنم اگه...

*ویدیو دیدار پسرا با سون هیونگ مین🐿️ بالاخره همدیگه رو دیدیم...

~ترجمه صحبت‌های پایانی جین 🐹 امروز بهتون خوش گذشت؟یه چیزی، ا...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:55&اوه راستی هیونگ.-هوم؟&قول ...

🫧آی‌انی دربابل پیام فرستاده🦊‌ 🦊: بنگ‌هایㅎㅎㅎ🦊: هنوز کوفتگی کن...

‏🐿[۰۰:۲۷ به وقت هنگ‌کنگ]•استیکر•استی، جدی میگم، امروز به لطف...

پدی یانگ (Paddy Youg) کمدین و بازیگر بریتانیایی و یکی از مجر...

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

آپدیت اینستاگرام بنگتن با پشت‌صحنه دیدار فوتبالیست هیونگ‌مین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط