{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

پارت اول در لایو کوکمین چه ها گذشت!!!

۴ دقیقه اول لایو: خندیدن جیمین و جونگکوک قبل سلام کردن.
*الهییی😭😭🫠

🐥: بیرون خیلی فن هست. خیابون‌ها هم خیلی باریکه. پس اگه صدای ما رو می‌شنوین، بهتره برگردین خونه. ما خیلی ممنونیم که منتظر ما موندین، ولی اینجوری امن‌تره. امنیت شما برای ما از همه چیز مهم‌تره. ممنون.
*با هم تعظیم می‌کنن*
🐥: فکر می‌کردیم حرف زدن آسونه، ولی الان اینجا نشستیم و نمی‌دونم اول چی بهتون بگم.
🐰: هر دو تامون جلوی دوربین و آرمی خیلی خجالتی ایم.
🐥: موقعی که با خبرنگارا ملاقات کردیم که هیچی دیگه پاهام می‌لرزید.
🐰: وقتی سلام نظامی می‌دادم، دستم می‌لرزید و نمی‌دونم چی گفتم. آماده شده بودم، ولی...
🐥: اولین چیزی که می‌خواستم بهتون بگم، آرمی، اینه که ممنون که منتظر موندین. به دلایل مختلفی مدت زیادی طول کشید. کرونا طولانی شد و خیلی طول کشید تا بتونیم شما رو ببینیم، و بعدش هم خدمت سربازی برای هر کدوم از ما، و خیلی طول کشید تا همه همدیگه رو ببینیم. باید یه چیزی آماده کنیم. آه، صبر کنین، چرا این شبیه به پایان به نظر میاد؟ *🤣*
🐰: بذارش برای آخر این حرفتو خب
🐥: آره بعداً می‌گم.
🐥: قبل از اینکه امروز بیایم بیرون، می‌خواستیم پف صورتمون رو از بین ببریم، واسه همین از ساعت 5 صبح...
🐰: پا شدیم رفتیم دویدیم.🤣🤣
🐥: آره، دویدیم و اینا.
🐰: ولی انگار مشکل از پف نبود.
🐰🐥: 🤣🤣😂🤣😂🤣
🐰: حتی نمی‌دونم چی بگم.
🐥: ما کلی داستان از سربازی داریما
🐰: بابا بسه باید خجالتمون رو کنار بذاریم.
🐥: و گرسنه‌ایم جدا‌ً

*کیوتای خر ساعت ۵ صبح پاشدن کیک و شیرشونو خوردن رفتن بدو بدو😂😂😂😂😂😂😂
🐥: چون ما تنها کسایی هستیم که با هم رفتیم ارتش، شاید کلی سوال داشته باشین. واسه همین فکر کردیم خوبه که باهاتون به اشتراک بذاریم.
🐰: البته همه چیز خیلی زیاده که بخوایم بگیم. یعنی میدونین، این غیرواقعی به نظر میاد. نمی‌دونم چی بگم. ما خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم، و گفتن داستان‌های ارتش بهتون درست به نظر نمیاد.
🐥: ولی مردم شاید کنجکاو باشن، واسه همین خوبه که چند تا داستان رو به اشتراک بذاریم.
🐰: ولی خیلی زیادن.
🐥: نمی‌دونم از کجا شروع کنم. ما کلی داستان داریم، هم از زمان آموزش، هم از خدمت با هم، و حتی از هم‌خدمتی‌ها... امروز می‌خوام همبرگر بخورم.
🐰: وقتی تو ارتش بودیم و داشتیم برای ترخیص آماده می‌شدیم، کلی آرمی بودن که با چیزایی مثل اتوبوس و رویدادها از ما حمایت کردن، و سربازا هم کلی قهوه خوردن. و ما می‌خواستیم اون موقع ازشون تشکر کنیم. ولی جلوی خبرنگارا...
🐥: به خدا که همه چی از ذهنمون پرید.
🐥🐰: 😂😂😂😂😂😂

بعلههه همونطور که می‌بینید زیادههههه.. میریم پارت دو😭😭😂😂
دیدگاه ها (۰)

سلامبرشما

حالا من دقیق نمی‌دونم کی مقصره و کی نیست...کی می‌دوعه که راب...

*—「🎤❤」BTS WORLD TOUR ARIRANG آرلینگتون – روز اول> سلام و خوش...

درود درود🖤این اولین داستانیه که قراره توی واتپد منتشر کنم و ...

این یکی از بهتر اهنگای همون آقا امینم اسمش شبیه ایرانیه حال...

~🐰💬 | صحبت‌های پایانی جونگ‌کوک در چهارمین کنسرت لس‌آنج*لسجون...

*🐱 از وقتی رفتم تور، مامانم به تانگ کلی خوراکی می‌ده، برای ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط