بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است...
بی تو این شهر برایم قفسی دلگیر است...
شعر هم بی تو ب بغضی ابدی زنجیر است...
آنچنان می فشرد فاصله راه نفسم...
ک اگر زود...اگر زود بیایی دیر است!
رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود...
دلم از هر چه و هر کس ک بگویی سیر است.
سایه ایی مانده ز من بی تو ک در آینه هم. ..
طرح خاکستریش گنگ ترین تصویر است..
خواب دیدم ک برایم غزلی میخواندی...
دوستم داری و این خوب ترین تعبیر است!
کاش می بودی و با چشم خودت میدیدی..
ک چگونه نفسم با غم تو درگیر است...
تارهای نفسم را ب زمان می بافم...
ک تو شایدبرسی...حیف ک بی تاثیر است..!
شعر هم بی تو ب بغضی ابدی زنجیر است...
آنچنان می فشرد فاصله راه نفسم...
ک اگر زود...اگر زود بیایی دیر است!
رفتنت نقطه ی پایان خوشی هایم بود...
دلم از هر چه و هر کس ک بگویی سیر است.
سایه ایی مانده ز من بی تو ک در آینه هم. ..
طرح خاکستریش گنگ ترین تصویر است..
خواب دیدم ک برایم غزلی میخواندی...
دوستم داری و این خوب ترین تعبیر است!
کاش می بودی و با چشم خودت میدیدی..
ک چگونه نفسم با غم تو درگیر است...
تارهای نفسم را ب زمان می بافم...
ک تو شایدبرسی...حیف ک بی تاثیر است..!
- ۴.۴k
- ۲۷ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط