{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستم

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستم
هر چه می خواهی بگو فکر شعارت نیستم

گر چه اقیانوسی و من ماهی بی ادّعا
هر چه بودم عاشقت حالا دچارت نیستم

روزگاری آشیانم گوشه ی دام تو بود
پر زدم از دام تو دیگر شکارت نیستم

هر شب از دیوانگی هایم غزل می بافتم
اندکی عاقل شدم بی اختیارت نیستم

می کشیدی زخمه بر جانم غزل ها قِی کنم
عاشق دل خسته ای ماندم که تارت نیستم

باغ گل هستی گلستانی بهارت پیشکش
با تو دم سردم ببین رنگ بهارت نیستم

خاطراتت مال تو بردار و از اینجا برو
هر قدَر ناراحت امّا بی قرارت نیستم

​
دیدگاه ها (۳)

از تو میخوانم برایت تا بمانی در نگاهتا بسازی با روانم با شرو...

برف باریده بر این جاده و جایت خالیست دست در دست من اما رد پ...

با دلی غمگین و خسته، یک شب از شهر تو رفتمبا دو چشمی جاری از ...

عشوه هایت مست مستم می کندخنده هایت بت پرستم می کندحرف هایت ب...

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو فکر شعا...

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو فکر شعا...

@taninمی روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو ف...

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو فکر شعا...

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو فکر شعا...

می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو فکر شعا...

امیررر:می روم از قصّه ات دیگر کنارت نیستمهر چه می خواهی بگو ...

عاشقانه

گاه گاهی منتظر هی بی قرارت میشومدیده بر در دوخته چشم انتظار...

حضرت یار! اجازه ست دچارت بشوم؟دوست دارم همه ی دار و ندارت بش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط