{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم
هستیم ولی دل به که بستیم،شکستیم

آن قدر شکستند دل خسته ما را
چشم از همه بستیم و به میخانه نشستیم

از کهنه شرابی که در آن بود چشیدیم
مستیم به ظاهر، همه پیمانه پرستیم

دنیا همه اش مال شما شاد بخندید
ما چشم از این عالم بی قافیه بستیم

دیوانه بگویید به ما هیچ مهم نیست
از عقل بریدیم و از آن غائله رستیم
دیدگاه ها (۵)

خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ استوقتی که صداقتها ، آل...

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم رااشعار مرا خوب بخوانی و ببینی...

پنجشنبه است...همان روزی که دل می گیرد واشک در چشم ها جاری می...

بخوان ای بلبل شیدا ، که امشب خانه دلگیر استفضای تنگ تنهایی ،...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستی...

🌺 @Shaiestegan 💯 در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی د...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیمهستیم ولی دل به که بستیم،شکستیم...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکست...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستی...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستی...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیمهستیم ولی دل به که بستیم ، شکست...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستی...

محمد امین:در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط