{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم
هستیم ولی دل به که بستیم،شکستیم

آن قدر شکستند دل خسته ما را
چشم از همه بستیم و به میخانه نشستیم

از کهنه شرابی که در آن بود چشیدیم
مستیم به ظاهر، همه پیمانه پرستیم

دنیا همه اش مال شما شاد بخندید
ما چشم از این عالم بی قافیه بستیم

دیوانه بگویید به ما هیچ مهم نیست
از عقل بریدیم و از آن غائله رستیم
دیدگاه ها (۱)

تبريزين كوچه لري دولان با دولانقارا گيله دولان با دولانايه ر...

ازکسی که دوستش داری ساده دست نکش،شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون...

مخاطب خاص ندارد

آغوشی باش...و مرا به اندازه‌ی تمام اشتباهاتم بغل کنبدون آنکه...

🌺 @Shaiestegan 💯 در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی د...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستی...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکست...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستی...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستی...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستی...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیمهستیم ولی دل به که بستیم ، شکست...

در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که بستیم،شکستی...

محمد امین:در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم هستیم ولی دل به که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط