قند و پند پارسی (قسمت یکم)

شاهنشاه خسرو انوشیروان و پیرمرد دهقان

روزی شاهنشاه خسرو انوشیروان، بر راهی گذر می‌کرد که ناگهان، پیرمرد دهقانی را دید که که در زمینش گردو می‌کاشت.
شاهنشاه جلوتر رفت و به دهقان گفت :( ای پیرمرد، تو که این گردوها می‌کاری، می‌دانی چندسال طول می‌کشد که این گردوها درخت شوند و میوه بدهند تا بتوانی یک گردو از آن برچینی؟ )
پیرمرد دهقان نیز پاسخ داد :( بلی شاهنشاه، میدانم که عمرم شاید کفاف آن را نداشته باشد، اما (دگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند).
دیدگاه ها (۰)

«جوز - گردکان» به معنای #گردو هستند. شاه انوشیروان به موسم د...

#حکایت قند پارسی/ کاشتند و خوردیم، می‌کاریم تا بخورند! روزی...

شاه انوشیروان به موسم دیرفت بیرون ز شهر بهر شکاردر سر راه دی...

نقل است که انوشیروان فرمان داد تا هرکس جمله ی حکیمانه ای بگو...

مدهبی

حکیمانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط