{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

you are mine!:)___PART²

you are mine!:)___PART²



کوک. واقعا برام سوال شده بود که چرا مهماندار اومده بود پیش تهیونگ.!؟ جیمین به من زنگ زد و من حواسم پرت شد جیمین کار ضروری داشت و اونجایی که من نشستم انتن ضعیف بود، بلند شدم و از اون بخش هواپیما رفتم وقتی که انتن پیدا کردم کار جیمین رو انجام دادم دوباره برگشتم و پیش تهیونگ نشستم مهماندار هواپیما نبود و تهیونگ کمی نرمال و خوشحال به نظر میرسید بعد از ربع ساعت مهماندار هواپیما از کنار ما رد شد و برای تهیونگ چشمک زد. من هم کم کم داشت خابم میبرد چشمام نیمه باز بود و تهیونگ از سر جاش بلند شد من هم بلند شدم و پشت سر تهیونگ رفتم مهماندار رفته بود سرویس بهداشتی (زنونه) تهیونگ هم دستشویی داشت اما دستشویی مردونه پر بود. صبر تهیونگ لبریز شد و تهیونگ مجبور شد و رفت دستشویی زنونه واقعا چرا!؟ کار های تهیونگ خیلی مشکوک بود، من هم مجبور شدم پشت سر اون به دسد شویی زنانه برم، تمامی دستشویی ها پر بود و من رفتم داخل اون دستشویی که مهماندار بود. وقتی رفتم تهیونگ دستشویی کناری من بود تهیونگ پاهاش محکم میکوبید به زمین.


(قصد توهین به اعضا نیست همونطور کهمیدونید فیک هست)


ادامه پارت بعدی
دیدگاه ها (۰)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_56دستم روی میز نشست تمام وسا...

رمان

پارت ۱۳

یک سگ زیادی ولگرد

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

وقتی دابمسش گرفتی ولی...🙃🎀ویو نویسنده اون ور پسرک داستان ما ...

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

پارت ۵لبخندی زدم میز صبحانه نشستم نون تست رو برداشتم و کمی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط