{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم یک شب طولانی و مهتاب دگر

باز هم یک شب طولانی و مهتاب دگر
جوشش خاطره ها،فاصله ها،درد دگر
خفته ام در بغل مثنوی و شعر و غزل
تو کجا عشق ترین؟در دل دلدار دگر

یاد آن وعده ی دیدار در آن کوچه تنگ
بوی خاک و نور ماه و بوسه باران دگر

قلم و کاغذ کاهی و هم آوازی عود
شمع تنهایی و عکس تو و سیلاب دگر

گله دارم ز دل خون شده ام،خامم کرد
می نویسم به خدا،شکوه و طومار دگر

روزگارم به تقاضا و تمنا طی شد
تا زبالا برسد مژده ی دیدار دگر

هرچه کردم نشد از یاد تو فارق گردم
بسته تقدیر به رویم در دلدار دگر
دیدگاه ها (۱)

‌ هر روز صبحنیایش را پر از نیازنیاز را پر از وصالو وصال را پ...

.در توبه مرا گفت که برگیر شرابیساقی تو که خود بیشتر از خلق خ...

تقدیم به صاحب چشمانی که ارامش قلب من است صدایت دلنشین ترین ت...

..

دل من لطف بفرما و دم از یار نزنخواهشا حرفی از آن لحظه ی دیدا...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت/حیف و صد حیف که آن دولت بید...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت/حیف و صد حیف که آن دولت بید...

عمر آن بود كه در صحبت دلدار گذشتحيف و صد حيف كه آن دولت بيدا...

دلتنگ توام اشک خریدار نداردمی بارد و انگار که بازار نداردگوی...

عاشقانه

تو #‌گلـی خـار منــم #غنچــــه بی عــــار منمتو سری شِکوه مک...

با من چه نمودی که پریشانِ تـو هستم؟ آشفتـه یِ آن صورتِ زیبـا...

چه زیبــا می شـود  دیــدار و  باشـد با تو  پنــهانیچه لـــذت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط