{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمر آن بود كه در صحبت دلدار گذشت

عمر آن بود كه در صحبت دلدار گذشت

حيف و صد حيف كه آن دولت بيدار گذشت

آفتابي زد و ويرانه ي دل روشن كرد

ليك افسوس كه زود از سر ديوار گذشت

خيره شد چشم دل از جلوه ي مستانه ي او

تا زدم چشم به هم مهلت ديدار گذشت

برو اي ناصح مجنون ز پي كار دگر

نقش بر آب مزن كار من از كار گذشت

هرچه غم هست خدايا به دل من بفرست

كه بلاي دل ما از كم و بسيار گذشت

ياد آن صبح درخشنده كه ميگفت "عماد"

عاقبت مهر درخشيد و شب تار گذشت

(عماد خراساني)
دیدگاه ها (۱۲)

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت/حیف و صد حیف که آن دولت بید...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت/حیف و صد حیف که آن دولت بید...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشتحیف و صد حیف که آن دولت بیدا...

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشتحیف و صد حیف که آن دولت بیدا...

اهل گردم ، دل دیوانه اگر بگذارد ؟     نخورم می ، غم جانانه ا...

عرفه آمد و من باز مصفـــــا نشدم حاج...

چشم گریان تو نازم ، حال دیگرگون ببین گریه ی لیلی کنار بستر م...

چشم گریان تو نازم حال دیگرگون ببین گریه ی لیلی کنار بستر مجن...

.چشم گریان تو نازم، حال دیگرگون ببینگریه ی لیلی کنار بستر مج...

.ای وای از آن شهر که دیوانه نداردصدعقل به مسجد شد و خمخانه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط