عمر آن بود كه در صحبت دلدار گذشت
عمر آن بود كه در صحبت دلدار گذشت
حيف و صد حيف كه آن دولت بيدار گذشت
آفتابي زد و ويرانه ي دل روشن كرد
ليك افسوس كه زود از سر ديوار گذشت
خيره شد چشم دل از جلوه ي مستانه ي او
تا زدم چشم به هم مهلت ديدار گذشت
برو اي ناصح مجنون ز پي كار دگر
نقش بر آب مزن كار من از كار گذشت
هرچه غم هست خدايا به دل من بفرست
كه بلاي دل ما از كم و بسيار گذشت
ياد آن صبح درخشنده كه ميگفت "عماد"
عاقبت مهر درخشيد و شب تار گذشت
(عماد خراساني)
حيف و صد حيف كه آن دولت بيدار گذشت
آفتابي زد و ويرانه ي دل روشن كرد
ليك افسوس كه زود از سر ديوار گذشت
خيره شد چشم دل از جلوه ي مستانه ي او
تا زدم چشم به هم مهلت ديدار گذشت
برو اي ناصح مجنون ز پي كار دگر
نقش بر آب مزن كار من از كار گذشت
هرچه غم هست خدايا به دل من بفرست
كه بلاي دل ما از كم و بسيار گذشت
ياد آن صبح درخشنده كه ميگفت "عماد"
عاقبت مهر درخشيد و شب تار گذشت
(عماد خراساني)
- ۱.۴k
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط