{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم: « بدوم تا تو همه فاصله ها را »

گفتم: « بدوم تا تو همه فاصله ها را »
تا زودتر از واقعه گويم گله ها را

چون آينه پيش تو نشستم که ببينی
در من اثر سخت ترين زلزله ها را

پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نيست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخی نه گفتنمان را که چشيديم
وقت است بنوشيم از اين پس بله ها را

بگذار ببينيم بر اين جغد نشسته
يک بار دگر پر زدن چلچله ها را

يک بار هم ای عشق من از عقل مينديش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را...
دیدگاه ها (۹)

من خسته ام، تو خسته ای آیا شبیه من؟ ...

نه فقط از تو اگر دل بكنم می میرم سا...

گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد ...

چشم هایم دوباره می خندد دل سپردن به خواب، شیرین استبا خودم ح...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را تا زو...

گفتم : بِدَوَم تا تو همه فاصله ها را تا زو...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم : بدوم تا تو همه فاصله ها راتا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم : « بدوم تا تو همه فاصله ها را »تا زودتر از واقعه گویم ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم:«بدوم تا تو همه فاصله ها را»تا زودتر از واقعه گویم گله ...

گفتم : بدوم تا تو همه فاصله ها را تا زودتر از واقعه گویم گله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط