{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میان دو لحظه پوچ در آمد و رفتم

میان دو لحظه پوچ در آمد و رفتم
انگار دری به سردی خاک باز کردم
گورستان به زندگی ام تابید
بازی های کودکی ام روی این سنگهای سیاه پلاسیدند
سنگ ها را می شنوم ابدیت غم
کنار قبر انتظار چه بیهوده است
شاسوسا روی مرمر سیاهی روییده بود
شاسوسا شبیه تاریک من
به آفتاب آلوده ام
تاریکم کن تاریک تاریک شب اندامت را در من ریز
دستم را ببین راه زندگی ام در تو خاموش می شود

#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۲)

من به غمگین ترین حالت ممکن شادمتو به آشوب دلم ثانیه ای فکر ن...

***کنار مشتي خاک در دوردست خودم تنها نشسته ام نوسان خاک ها ش...

تک پارتی از نامجونی

آسمان تاریک...Wylder✭وYuna✭ₚ₁سکوت آپارتمان لوکسشان در سئول ب...

شرطا: 150 لایک 90 کامنت 40 بازنشر

بفرست براش😍😍💞💞@m5555s

@m5555s

اگر قرار باشد پاییز را در یک تصویر خلاصه کنم، تویی که با لبخ...

همه باغ دلم!!!! آثار خزان دارد!!

🔸در انتظار بارانم؛نه برای خیس شدنِ خیابان،برای آن لحظه‌ایکه ...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط