تو را می خواهم و دانم که هرگز

تو را می خواهم و دانم که هرگز
به کام دل در آغوشت نگیرم
تویی آن آسمان صاف و روشن
من این کنج قفس مرغی اسیرم
ز پشت میله های سرد تیره
نگاه حسرتم حیران ب رویت





فروغ
دیدگاه ها (۳)

پارت ۳

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

تو را می خواهم و دانم که هرگزبه کام دل در آغوشت نگیرمتویی آن...

تو را می خواهم و دانم که هرگزبه کام دل در آغوشت نگیرمتویی آن...

تو را می خواهم و دانم که هرگزبه کام دل در آغوشت نگیرمتویی آن...

تو را می خواهم و دانم که هرگزبه کام دل در آغوشت نگیرمتویی آن...

تو را می خواهم و دانم که هرگزبه کام دل در آغوشت نگیرمتویی آن...

بانوی شعر ایران زمینفروغ فرخزاد تو را می خواهم و دانم که هر...

تو را می خواهم و دانم که هرگزبه کام دل در آغوشت نگیرمتویی آن...

تو را مے خواهم و دانم ڪہ هرگزبہ ڪام دل در آغوشت نگیرمتویے آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط