ری اکشن پسرای اسلیترین

موضوع: با هم‌میرید استخر

دراکو:
دراکو با شلوارک رو به روی استخر ایستاده بود و منتظر برگشت تو بود. تو با مایو خوش رنگت وارد محیط استخر میشی. اول ی نگاه گذرا میندازه ولی بعد دوباره نگاهت میکنه و این دفعه محوت میشه.میخندی که میات کنارت و دستت رو میگیره" برای بار هزارم بهم ثابت کردی بی نقصی"

ریگولوس:
کمی معذب هست ولی سعی میکنه خودشو کنترل کنه. مدام با خودش میگه تو دوست دخترش هیتی و نباید خجالت بکشه ک تو با اون مایو جذاب وارد میشی. اول کمی تعجب میکنه و بعد به خودش میاد سرخ میشه. با دستش شلوارکش رو فشار میده و میاد کنارت " فک نمیکنی ممکنه کسی جز من اینجا باشه؟ لطفا سریعتر برو تو استخر...کارکنا همیشه این دور و ور هستن."

متیو:
به پیشنهاد متیو با هم به استخر میرید. وقتی فقط با یک شلوارک کوتاه جلوی آینه داشت موهاش رو مرتب می‌کرد از پشت اومدی که اول از داخل اینه بهت خیره شد و بعد سوت زد و به سمتت برگشت" دوست دخترم میخواد منو بکشه"

تئو:
منتظر بود بیای تا با هم وارد استخر بشید که با اومدنت پوزخندی میزنه. جلو میاد و دستت رو میبوسه" خوشحالم که فقط مال منی"

لورنزو:
این بچه بیشتر هیجان آب بازی و... داشت و اصلا به فکر تو توی اون مایو جذب نبود که با ذوق میپری داخل استخر. آب دهنشو محکم قورت میده و میگه" با این لباس میخوای آب بازی کنی؟ از همین الان داره.....بهت میاد دختر کوچولو"

بیلیز:
لب استخر نشسته بود و دوتا نوشیدنی کنارش ، منتظر اومدن تو بود که کنارش میشینی. به چشمات خیره میشه و ی نوشیدنی بهت میده. " این مایو تو تن تو بی‌نظیره" میخندی و میگی" تو که اصلا به مایو نگاهم نکردی" با لبخند ملیح به آب استخر خیره میشه" من تو رو بخاطر خودت میخوام نه بدنت....و...هرچی بپوشی بهت میاد مای لیدی"

تام:
وارد استخر نمیشه . بهت میگه کار داره و نمیتونه بیاد ولی وفتی تنهایی وارد استخر میشی یواشکی به شنا کردنت نگاه میکنه. به سمتش برمیگردی که پوزخند میزنه و دوباره مشغول کار کردن‌میشه.

حمایت گرل؟

#سناریو #ری‌اکشن #پسرای # اسلیترین
دیدگاه ها (۱۸)

رمان: فقط یک قدم تا توپارت۱:*درخواستی*ویو ی ا.ت:روز اوله هاگ...

متیو و دختری از جنس دریا p1

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

#سناریو |وقتی شب رفتیم بیرون و یه نفر مست میاد سمتمون و میخو...

سناریو توکیو ریونجرز

هعی-برای کسایی که نمیدونن ::داستان از یه جایی شروع میشه که ت...

سناریو توکیو ریونجرز ( اونا بعد اعتراف)

سناریو بلولاک وقتی موهاشونو واسشون شونه میکنیمایساگی: خجالت ...

❌ چرا میگن صبحتون رو با قهوه شروع نکنیدخوردن قهوه با معده خا...

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط