شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج

شود از باد تا شمشاد گاهی راست گاهی کج
به جلوه سرو قدت باد گاهی راست گاهی کج

ز بهر کندن خارا برای سجدهٔ شیرین
شدی در بیستون فرهاد گاهی راست گاهی کج

عجب نبود کز آهم قامتش در پیچ و تاب افتد
که گردد شاخ گل از باد، گاهی راست گاهی کج

تو دی می‌رفتی و هاتف به دنبال تو چون سایه
به خاک راه می‌افتاد گاهی راست گاهی کج


هاتف اصفهانی
دیدگاه ها (۲)

چگونه بی تو بگویم که هرچه بادا بادکه میکند غم عشق تو ریشه از...

جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا غمناک چه می‌خواهی ما را ...

چگونه بی تو بگویم که هرچه بادا بادکه میکند غم عشق تو ریشه از...

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می جوییاین گفت سحرگه گل بلبل...

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک عشق گاهی رویش برگ است د...

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جوییاین گفت سحرگه گل بلبل...

چشم بر هم می‌گذارم تا بیاسایم دمیزخم‌های کهنه‌ی دل را نباشد ...

💔چشم بر هم می‌گذارم تا بیاسایم دمیزخم‌های کهنه‌ی دل را نباشد...

چه فکر می کنی ؟که بادبان شکسته زورقِ به گل نشسته ای است زندگ...

نام علمدار سپه آید به گوشمانگار من عمری به او حلقه به گوشمجا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط