{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان تنهایی وحشتناکی احساس می‌کردم که خیال خودکشی به سرم

چنان تنهایی وحشتناکی احساس می‌کردم که خیال خودکشی به سرم زد تنها چیزی که جلویم راگرفت این بود که من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود!

تهوع/ژان پل سارتر
دیدگاه ها (۳)

در طول جنگ دستمالی داشتم که همیشه همراهم بود. این دستمال را ...

پارت ۱۰صبح، جونگکوک یک کیف جلوی من گذاشت._لباس بردار.متعجب ن...

قایقی خواهم ساخت ..

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط