به او گفتم:

به او گفتم:

اگر روزی از این ایّام بی فرجام

من مُردم

تو بعد از من چه خواهی کرد ؟

چه کس را جای من

بر سینه ی پر مهر و غمگینت

به آرامی بخوابانی و در گوشش

ز شیرینی آینده غزل خوانی ؟

اگر مُردم

تو بعد از من

چگونه پیکر سرد مرا بر خاک بسپاری ؟

چگونه بی وجود من
به زیر آسمان آبی ِ دنیا

به روی خاک این دنیا

قدم با شور بگذاری ؟

دلش لرزان ز عمق خستة جانش
به همراه هراسی در دو چشمانش

به چشمانم نگاهی کرد و با غم گفت:

اگر روزی از این ایّام بی فرجام
تنت سرد و دو چشم مهربانت بسته گردد

ز بغض رفتن دستان پر مهرت
نمی میرم ولی

همچون پرستویی که جفت خویش گم کرده

به زیر آسمان آبی دنیا
به روی خاک ِ پست و تیره ی دنیا

دو بالم را که می بندم

مثال عاشق و دیوانه و مجنون

به روی خاک می غلتم

و با اشک دو چشمانم

به روی ذره های خاک

می سازم نمادی از دو چشمانت

که همچون مردم براق چشمانت

میان ظلمت شبهای تنهایی
برایم "هستی" ام گردد

همان آرام جان من

همان دیوانه ام گردد . . .

به چشمانش نگه کردم

و قدر لحظه ای آن شب

برایش گریه هم کردم

و اکنون قدر یک لحظه
از آن قادر ، از آن رحمان

به قدرِ آسمان ، از او
چه عمری را طلب کردم!

که حتی قدر یک لحظه
کنارش بیشتر باشم

و قدر لحظه هایم را

فزون تر ، بهتر و دیوانه تر دانم
دیدگاه ها (۱۳)

*روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستواندر طلب طعمه پر و بال بيار...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

خانه قدیمی مادر بزرگ پناه آخر هفته های ما است.از زمانی که زن...

سلام،سلام به روح پاک رهبر شهیدمبنام خدایی که شاهد است و شهدا...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

⁨⁨ داستان تسبيح آقا از زبان، بستگان.پیش از سفر اربعین، برای ...

طبیعت

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

### 🗝️ پارت دهم (پارت پایانی): رقصِ آخرین شعلهلرزش زمین بند ...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط