شهر شلوغ است و یک طرف صدای بوق ماشین در ترافیک سرسام آور.

شهر شلوغ است و یک طرف صدای بوق ماشین در ترافیک سرسام آور...
طرفی صدای بدو بدو حراجش کردم...
و گاهی صدای جیغ و داد کودکی در کالسکه که جز آب دماغش جواب دیگری نمی گیرد...
در کنار همه ی اینها از صدای موزیک ماشین های قرتی تا صدای جرثقیل و پچ پچ مردم که بگذریم...
لا به لای همه ی این مشغله های عجیب و غریب؛بعضی ها هم هستند که آنقدر قشنگ عاشق می شوند و عاشقی می کنند که آدم دلش می خواهد کارش را تعطیل کند و یک گوشه بنشیند و تماشایشان کند.اصلا انگار اصول عاشقی کردن را خوب دیکته کرده اند.ناخودآگاه که چشمت بهشان میخورد دلت غنج میرود و میخندی؛از همان خنده هایی که حال خوب دارد...همان هایی که موقع قبولی کنکورت یا شنیدن بهترین خبر دنیا زدی.اصلا دقت که میکنی میبینی ای آقا معرفت و ماندن از سر و کولشان بالا میرود و بوی ماندنشان از قرمه سبزی های عزیزجان بنده هم دلنواز تر است.دقت که میکنی میبینی نه کادوهایشان از کارت پدر جان داده شده نه خوشحال کردن معشوقه جانشان تشریفات زیادی دارد.دروغ چرا بعد دید زدن ها و خندیدن ها برای حال خوبشان گاهی هم حسادت به جانت حمله ور می شود و دلت از همین چیزهای قشنگ و دلبرانه می خواهد...
خلاصه که بعضی ها عاشقیشان عجیب رویاییست...
دیدگاه ها (۵)

«بعضی حس‌ها را نه می‌شود تعریف کرد، نه می‌شود انکار کرد؛ فقط...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت چهارم 4

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 11چشم‌هاش برای لحظه‌ای ر...

... سخت است بودن هایی که به نبودن هایشان باید عادت کنی ... آ...

فقط برای چند لحظه کپشن رو بخون ؟

بعضی‌ها عجیب هستند. با یک اتفاق می‌آیند و می‌نشینند ته ته دل...

غریب به این معنا نیست که کسی را ندارم...غریب به این معنی نیس...

پاییز اگه خواننده بود صداش عِین صدای بنان بود....#پاییزانه 🍂...

نه این که من بخواهم... نه اینکه من لجبازی کنم... نه... فقط گ...

زن که باشی... ترس های کوچکی داری... از کوچه های بلند، از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط