رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم

رفاقت رو از دست فروش بازار نخریدم
بلکه تو کوچه های خاکی محله مون یاد گرفتم
پس خوب می دونم برای کدوم رفیق زمین بخورم که از زمین خوردنم شاد نشه
بلکه دست خاکیم رو بگیره و منو از زمین بلند کنه . . .
به سلامتی رفیقای با عشق و با مرام و معرفت
👌 👌 👌
دیدگاه ها (۱)

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۳:سه...

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

مافیای من

Custom bride part : ۱۶

جدایی

Forbidden love①③کوک: به من نگاه کن... یعنی این تو بودی؟گیج و...

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

چند پارتی

زیبای کوچک فریبکار

My lovely neighbor part : 63

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط