{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلب من

قلب من
قالی خداست
تاروپودش از پَر فرشته هاست
پهن کرده او دل مرا
در اتاق کوچکی در آسمان خراش آفتاب
برق می زند
قالی قشنگ و نو نوار من
از تلاش آفتاب
شب که می شود، خدا
روی قالی دلم
راه می رود
ذوق می کنم، گریه می کنم
اشک من ستاره می شود
هر ستاره ای به سمت ماه می رود
یک شبی حواس من نبود
ریخت روی قالی دلم
شیشه ای مرکّب سیاه
سال هاست مانده جای آن
جای لکه های اشتباه
ای خدا به من بگو
لکه های چرک مرده را کجا
خاک می کنند؟

از میان تاروپود قلب
جای جوهر گناه را چطور
پاک می کنند؟
آه
از این همه گناه و اشتباه
آه ،نام دیگر تو است
آه ،بال می زند به سوی تو
کبوتر تو است
قلب من دوباره تند تند می زند
مثل اینکه باز هم خدا
روی قالی دلم، قدم گذاشته
در میان رشته های نازک دلم
نقش یک درخت و یک پرنده کاشته
قلب من چقدر قیمتی است
چون که قالی ظریف و دست باف اوست
این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است
هدهد است
می پرد به سوی قله های قاف دوست…



گروه مانا
(کارن)
دیدگاه ها (۳)

♦️ماهی‌ای که راه می‌رود! این ماهی عجیب با لب‌های قرمز به‌جای...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

به نظرم پاییز دختریست با موهای گیس شده؛ که روی آن را با گل س...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

تعریف سبکی ،نرمی و شرح قلب و قساوت قلبلطافت صدر به معنای گشا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

تو تقدیرم بودی ای عشق....پله‌های خانه‌ی ملاصدرا را که بالا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط