بی تو چه
بی تو چه
فرقی میکنه بهارباشه یا پاییز
من زرد زرد زردم
افتاده ام من بر خاک راهت
شاید بیفتد بر من نگاهت...
مه آسای من
با تو نفس میکشم
همه هستی من تویی
بگو که بگذرد صد فرودینم
بهار من تویی ای نازنینم
مگر که بگذری روزی تو برمن
به راهت تا قیامت مینشینم.....
برای تو همیشه تنها نشسته ام
مه آسای من
ای تو بهار سبز من
تشنه ءلطف تو منم
با توشکوفه میکنم
با تو جوانه میزنم....
مه آسای من
حضور تو خودبهارست...
برگ به برگ عمر من
پراست پر ز نام تو
که صبح و شام من بود
رهین صبح و شام تو.....
بی تو نه روزی
نه شبی برایم میماند
مه آسای من
تو خورشید منی
فرقی میکنه بهارباشه یا پاییز
من زرد زرد زردم
افتاده ام من بر خاک راهت
شاید بیفتد بر من نگاهت...
مه آسای من
با تو نفس میکشم
همه هستی من تویی
بگو که بگذرد صد فرودینم
بهار من تویی ای نازنینم
مگر که بگذری روزی تو برمن
به راهت تا قیامت مینشینم.....
برای تو همیشه تنها نشسته ام
مه آسای من
ای تو بهار سبز من
تشنه ءلطف تو منم
با توشکوفه میکنم
با تو جوانه میزنم....
مه آسای من
حضور تو خودبهارست...
برگ به برگ عمر من
پراست پر ز نام تو
که صبح و شام من بود
رهین صبح و شام تو.....
بی تو نه روزی
نه شبی برایم میماند
مه آسای من
تو خورشید منی
- ۳۰۸
- ۱۲ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط