آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم

آهسته در گوشت بیا چیزی بگویم

پیراهنم، پیراهنت را دوست دارد ❤ ️

‍‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌‌‎‏‎‌‍‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌‌‌‌‎‏‎‌‌‌‌‌‎‏‎‌‌‌‎‏‎‏‎‏‎ 🍂 🍁
دیدگاه ها (۱)

شب رسیدغم گرفت چهار سویمبیا ای دوست تو بنشین روبه‌رو ایمبیا ...

بیا، بماندوستم نداشتی هم خیالی نیستمن به اندازه جفتمان دوستت...

رفتی و من هنوز هر شب قبل از خواب، یه بار اسمت را زیر لب می‌گ...

ادامه...

من میگم رفیق آدم باید از خودش عاقل‌تر باشه؛ یه جورایی مکمل ب...

[۲۰:۱۲ تا ۲۰:۱۶ به وقت کره]🦙: استی، سلام!استی: غذا خوردم~!!!...

رمان

محو زیبایی او پارت ۴۹ویو رزا داشتم ته یونگ میبوسیدم که دخترا...

پارت ۶داشتم نگاه جونگ کوک میکردم که یهو از پله ها سر خوردم و...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط