{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش زمستان بود

چشم های سبز تو گویی !
بهار با طراوت را مژده می دهد !
اما … اما …
من خسته تر از دیروزم
ناشاد از زمستان بی پایان …
با این شب های طولانی چه باید کرد ؟
گویی جهان در خواب است !
بیداری من از دوری توست ..‌‌.
از خاموشی خورشید
پریشانی مرا پیر کرده است !
فرسوده تر از سروی
که هزار سال
میزبان پرستوهاست !
سوسوی دوردست
روشنایی فردا نیست
شاید چراغ روشن است
در بی کرانی گیتی
من در خیال خود
هربار که با تو دیدار می کنم
احساس می کنم تو خورشیدی !
با گیسوان بلند طلایی روشن !
با گونه های سرخ !
با چشم های سبز یشمی گیرا !
سرمست از این همه شادی !
چونان چکاوک آزاد !
هر نغمه ات تداعی بهشت !
تو ای عروسک دلشاد !
من خسته تر از دیروزم
رنجور از این همه دوری
دلگیر از این همه دوری
ای کاش فاصله ها
پایان داشت …
ای کاش زمستان
یک شب بود
بهار …
بی پایان .

#محمدعلی_میرقاسمی
دیدگاه ها (۰)

سلام بر تو، ای امیدِ دل‌های خسته...سلام بر تو، ای آقای مهربا...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

#این پاییز لعنتی...فصل‌ها عوض شدند و من در هر فصل، جُست‌وجوی...

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

موسیقی

تقدیم به بانوان دهه شصتی

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

در میان تمام زیبایی‌های این دنیا، هیچ‌کدام به عمقِ نگاه تو ن...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط