{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#این پاییز لعنتی...

#این پاییز لعنتی...


فصل‌ها عوض شدند و من در هر فصل، جُست‌وجوی تو را کردم. تابستان گذشت و من از هجران تو آب شدم؛ زمستان آمد و من از نبودت یخ زدم. بهار آمد و چشم‌ها به شکوفه‌ها خیره شد، اما چشم‌های من در انتظارِ پیامی که هرگز نیامد.

حالا که پاییز و باران آمده، من را با این بغض‌های بی‌امان چه کارکنم؟ خنده‌های من در این فصل، رنگِ اشک گرفته ، می‌گویند این همان “غمِ دلتنگی” است؛ اما من فقط می‌دانم که دلم، تکه تکه شده است. بگو تا کی… تا کی باید با این تنهایی به بازیِ فصل‌ها ادامه دهم؟»
دلنوشته ای برای تو برای خودم💔
دیدگاه ها (۱)

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

عاشقانه های شبنم

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وپنجم: صبحِ تازه---صبح.نور. از پنجره. ر...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

روزگاری درختی بود ، سبزِ سبز ... برگ داشت ، ریشه داشت و در ب...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط