سیه چشمی، به کار عشق استاد،

سیه چشمی، به کار عشق استاد،
به من درس محبت یاد می داد!

مرا از یاد برد آخر، ولی من
بجز او، عالمی را بردم از یاد!
دیدگاه ها (۱)

و عشقتنها عشقتو را به گرمی یک سیبمی‌کند مأنوسو عشقتنها عشقمر...

فکر می‌کنی با انتخاب یه رشته دانشگاهی، فقط قراره درس بخونی؟ ...

گاهی زندگی سخت‌ترین درس‌هاشو قبل از یاد دادن، امتحان می‌گیره...

پاییز دستم را می گیرد و مرا به باغ های انار می بردانارها را ...

پاییز مبارک

تو با شرم قشنگ عمق چشمانت . . .مرا وقتے تماشا مے ڪنے عشق است...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

امام رضا جانمبگذار با خون دل بنگارم آنچه را که می توانم فریا...

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرداز همدردی که مرا میان در...

موسیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط