دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرد
دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرد
از همدردی که مرا میان دردها رها کرد
گمان میکردم عشق مرا از من میگیرد
اما عشق با حسادتش باز مرا تنها کرد
زخاطر نخواهم برد لحظه شکستنم را
لحظه ای که غرورش مارا زهم جدا کرد
تمام شد برایم وقتی که تمامم کرد
دل خسته را دوباره خسته از دنیا کرد
اما ...دل شکسته و خسته ام باز
برای خوشبختی او پیش خدا دعا کرد
از همدردی که مرا میان دردها رها کرد
گمان میکردم عشق مرا از من میگیرد
اما عشق با حسادتش باز مرا تنها کرد
زخاطر نخواهم برد لحظه شکستنم را
لحظه ای که غرورش مارا زهم جدا کرد
تمام شد برایم وقتی که تمامم کرد
دل خسته را دوباره خسته از دنیا کرد
اما ...دل شکسته و خسته ام باز
برای خوشبختی او پیش خدا دعا کرد
- ۵.۱k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط