دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرد

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرد

دل بریدم ز غمی که مرا با غم آشنا کرد
از همدردی که مرا میان دردها رها کرد
گمان میکردم عشق مرا از من می‌گیرد
اما عشق با حسادتش باز مرا تنها کرد
زخاطر نخواهم برد لحظه شکستنم را
لحظه ای که غرورش مارا زهم جدا کرد
تمام شد برایم وقتی که تمامم کرد
دل خسته را دوباره خسته از دنیا کرد
اما ...دل شکسته و خسته ام باز
برای خوشبختی او پیش خدا دعا کرد
دیدگاه ها (۲۶)

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

پروانه جان

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 26{این‌بار...دستم رو رها نکن} صد...

رمان انتقام ازدواج کامل

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

چند پارتی بازی ممنوع

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

لیلیوم؛ گلی شبیه دلتنگی‌های من… 🥀🤍لیلیوم همیشه برایم شبیه آد...

عشقمدلم شکسته استتکه هایش همه جا پخش شدستنزدیک نشو تیز تر از...

کمی فکر کن ، شاید مرا بشناسی ، فکر کن ببین مرا جایی ندیده ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط