#أسَد_ُأللّٰهِ_الْغٰالِبْ

#أسَد_ُأللّٰهِ_الْغٰالِبْ
#علــــــــ(هو)ــــــــــی

شبی در محفلی گفتم علی اللهیم
سنگ کفرم بزدند باز بگفتم من علی اللهیم

#حـــــــــ(علی)ــــــــق
دیدگاه ها (۱)

part درِ انبار با ضربه باز شد.جونگکوک همراه اعضا وارد شد.نام...

part:41سو هو ماشینش رو آورد پشت ماشین جونگ کوک و finch رو (ی...

جاده بی راهه

فاصله یک لبخند تا جنون

عاشقانه های شبنم

Pat:4اسم: عاشق چشماش شدما.ت . پام گیر کرد به لبه‌ی در و افتا...

" بعد صبحانه "" ویو لیا : صبحونه رو خوردیم و به کوک‌گفتم سفر...

پارت ۲۲

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

#معشوقه_آلفا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط