بـه لحظه‌ای برسانم کـه عاشقت باشم

بـه لحظه‌ای برسانم کـه عاشقت باشم
اگـر چـه کمتر از آنـم کـه لایقت باشم

جهان،جهانِ مصیبت زمان،زمانِ بلاست
نـه ایـن کـه آمـدم آیینهٔ دِق ات باشم

میانِ این‌همه طوفان، به من اجازه بده
کـه در عبـورِ از این ورطه ، قایقت باشم

نبینم اشک بـه چشمت، فرشتـهٔ عاشق
نخـواه شـاهـدِ آوازِ هِـق‌هِقـت بـاشم

بخند و زمزمه کن شعرِ عشق را... بگذار
کـه مـن شریـکِ تمـامِ دقـایقت باشم...🦋🦋


به امتداد ابدیت دوستتدارم عشق ابدیم💐🫂🧿🌐

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

سخن عشق تو بی آن که برآید به زبانم رنگ رخساره خبر می‌دهد از ...

امشب این شاه دلم رفته به پابوس غزلتا که خدمت بکند بر در کاوو...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

به لحظه‌ای برسانم که لایقت باشم...اگرچه کم‌تر از آنم که عاشق...

به لحظه‌ای برسانم که لایقت باشماگرچه کم‌تر از آنم که عاشقت ب...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#دلتنگ #غمگین #دلتنگی#عاشقا...

بگذار هرچه بدی هستدر این خاک بماندمن و تو رهگذر کوچه ی عشقیم...

تو آفتابی در صبح ترین پاییزی که اواز نارنجی برگ هایشگونه ی ز...

آدم گاهی چه گرم می شودبه یک ” هستـــــــــــــــــــــم ” ؛ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط