{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به لحظهای برسانم که لایقت باشم

به لحظه‌ای برسانم که لایقت باشم...
اگرچه کم‌تر از آنم که عاشقت باشم...

جهانْ جهانِ مصیبت، زمانْ زمانِ بلاست...
نه این‌که آمدم آیینه‌ی دِقَت باشم...

میان این همه توفان، به من اجازه بده...
که در عبور از این ورطه، قایقت باشم...

نبینم اشک به چشمت، فرشته‌ی عاشق...
نخواه شاهدِ آواز هق‌هقت باشم...

بخند و زمزمه کن شعر عشق را بگذار...
که من شریک تمام دقایقت باشم...
دیدگاه ها (۱)

گفتی عذاب می کشی از دست من مُدام...من را ببخش بابت این فکرهـ...

امتحان دارم و این جزوه پر از خاطره است...کار سختی ست که ایام...

حال دلم بد است ولی خوب می شود..با یک نگاه گرم تو مطلوب می شو...

تا آمدن به سوی تو یک راه لازم‌ است!..در عشق هم‌مسیر نه، همرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط