به لحظه‌ای برسانم که لایقت باشم

به لحظه‌ای برسانم که لایقت باشم
اگرچه کم‌تر از آنم که عاشقت باشم
جهانْ جهانِ مصیبت ، زمانْ زمانِ بلاست
_ نه این‌که آمدم آیینه‌ی دقت باشم _
میان این همه توفان ، به من اجازه بده
که در عبور از این ورطه ، قایقت باشم
نبینم اشک به چشمت، فرشته‌ی عاشق
نخواه شاهد آواز هق‌هقت باش
بخند و زمزمه کن شعر عشق را بگذار
که من شریک تمام دقایقت باشم
#استاد_حسین_منزوی
دیدگاه ها (۱)

به لحظه‌ای برسانم که لایقت باشم...اگرچه کم‌تر از آنم که عاشق...

بـه لحظه‌ای برسانم کـه عاشقت باشماگـر چـه کمتر از آنـم کـه ل...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#دلتنگ #غمگین #دلتنگی#عاشقا...

اجازه هست که اسم تو را صدا بزنم؟و من صدای یواشی در اضطراب ِم...

فردین کوراوند

نجیب کاشانی

سیروس عبدی شاعر دهلرانی

۶امتحان ولایت زمان زمان عجیبی است یار ما به کجاست؟دهد گواه د...

لهجه ات را غلاف کن اِی عشق ... زخمی ام از زبانِ نوک تیزت شمس...

فال امروز یکشنبه 4 خرداد 93 یکشنبه 25 می 2014 فال حافظ فرور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط