مثل ضجّه های دختری لال زیر آوار،

مثل ضجّه های دختری لال زیر آوار،
مثل ظرف شستن مادرها وقتی همه خوابند،
مثل سلام کودکی به هواپیما،پای پنجره،روی ویلچر
مثل سوزنی در انبار کاه،
مثل پلکهای زنی زیبا پشت عینک دودی،
یک سری دوستت دارم ها دیده و شنیده نمیشوند ...
دیدگاه ها (۵)

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

مثل ضجّه های دختری لال زیر آوار،مثل ظرف شستن مادرها وقتی همه...

مثل ضجه های دختری لال؛زیر آوارمثل خمیازه ی کولبری پیردر شلم ...

مثل ضجه های دختری لالزیر آوارمثل خمیازه ی کولبری پیردر شلم ش...

مثل ضجه های دختری لالزیر آوارمثل ظرف شستن مادرهاوقتی همه خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط