‌
چایی ریز روضه از دنیا رفت!... وقتی مراسم تدفین و تشییع را انجام دادیم، درون قبر رفتم، او را تکانی دادم و گفتم: فلانی! امشب باید به خوابم بیایی و بگویی بعد از عمری نوکری و چای ریختن در مجلس امام حسین، ارباب چگونه دستت را می گیرد!... شب را به این امید خوابیدم!... او وفا کرد و به خوابم آمد!... گفت: کاش وقتی آن چایی هایی که با سینی به مردم دادم، دانه دانه، تقدیم شان می کردم!... ارباب، برای تک تک آن چایی ها، به من پاداش داد!... ‌
خاطره ای به نقل از ذاکر و خادم اهل بیت(ع) حاج اکبر تُرک(معروف به گِل گیرساز)
... کاش قدر این روضه خوانی ها، سینه زنی ها، اشک جاری شدن ها نوکری ها را بیش تر بدانیم!...
‌‌
من اگر گریه برایت نکنم، می میرم!...
به خدا وضع مرا روضه ی تو سامان داد!...
دیدگاه ها (۹)

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

خادم ارباب کیست؟

✿◆✲در جواب عمری نوکری✲◆✿‌ 【❥🌻 ❥】‌ 【❥🌻 ❥】❥◆حاج محمد م...

این‌روز‌ها‌ی نوروز باد که می‌وزد بوی تربت تو را می‌پراکند، ب...

‌ این‌روز‌ها‌ی دم عیدی باد که می‌وزد بوی تربت تو را می‌پراک...

تقدیر سیاه و سفید p36

من آقای مداح نیستم ولی اگر بودم...

ایام فاطمیه، شهادت مظلومانه حضرت زهرا سلام الله تسلیت.

نام:سرزمین گرگینه‌هاپارت۳که یهو خواهرم چشماشو باز کرد و آرام...

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط