{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این شعر ایرج میرزا چقدر اشناست...

این شعر ایرج میرزا چقدر اشناست...

هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود

چوپانی این گله به گرگان بسپردند
این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود ؟

رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود!

خوردند و شکستند و دریدند و تکاندند
هر چیز در این خانه بی برگ و نوا بود .

گفتند چنینیم و چنانیم دریغا ...
اینها همه لالایی خواباندن ما بود !

ایکاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود!
دیدگاه ها (۱۶)

شهر بافرهنگ یعنی این کمپینی در رشت انجام شد که عده ای از جوا...

چارلی چاپلین:با پدرم رفتم سیرک، توی صف خرید بلیط یه زن و شوه...

ﺩﻭ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺗﻮ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭﺷﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﻧﺪ.ﺍﻭﻟﯽ: «ﺩ...

پسر بچه فقیری وارد کافی شاپ شد و پشت میز نشست.خدمتکار برای س...

ایرج میرزا هر وعده که دادند به ما باد هوا بود هر نکته که گفت...

هر وعده که دادند به ما باد هوا بود هر نکته که گفتند غلط بود...

ایرج میرزاسرگذشت ایران در ۱۰۰ سال پیشهر وَعده که دادند به ما...

سروده ای از ایرج میرزاهر وعده که دادند به ما باد هوا بود هر ...

هر وعده که دادند به ماباد هوا بود...هر نکته که گفتند غلط بود...

هر وعده که دادند به ما باد هوا بود هر نکته که گفتند غلط بود...

هر وعده که دادند به ما باد هوا بود هر نکته که گفتند غلط بود ...

ایرج میرزا ۱۰۰ سال پیش چه نیکو گفت:هر وعده که دادند به ما با...

هـر وعـده که دادنـد به مـا، باد هـوا بـودهر نکتـه که گفتنــد...

هر وعده که دادند به ما،باد هوا بود /هر نکته که گفتند،غلط بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط