{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هـر وعـده که دادنـد به مـا، باد هـوا بـود

هـر وعـده که دادنـد به مـا، باد هـوا بـود
هر نکتـه که گفتنــد، غلـط بـود و ریـا بود

چـوپـانـی ایـن گله به گـرگان بسـپـردنـد
این شیوه و این قاعده ها، رسم کجا بود ؟

رندان به چپاول، سر این سفره نشستند
اینـها همـه از غـفـلت و بیـحـالی مـا بـود

خـوردنـد و شکستند و دریـدنـد و تکاندنـد
هـر چیـز در ایـن خانـۀ بـی بـرگ و نوا بود

گـفـتـنـد چـنـیــنـیـم و چـنـانـیــم، دریـغــا 
ایـنـهــا هـمـه لالایـیِ خـوابـانـدن مـا بـود

ای کـاش در دیــزی مـا بـاز نـمـی مــانــد
یا کاش که در گربه، کمی شرم و حیا بود

ایرج میرزا
دیدگاه ها (۱)

عشق را بی‌خویشتن باید شدننفس خود را راهزن باید شدنبت بود در ...

یک  شب  آتش در   نیستانی    فتاد                سوخت چون عشق...

کدخدایی شارتی میخواد.بارتی میخوادتاپو پر ز آرتی میخوادچاوه د...

کیمیاگر اثر پائولو کوئلیو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط