{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بشتاب رفیق این بهار است

بشتاب رفیق این بهار است
قمری و هزار بیقرار است
لعلِ لبِ یار آبدار است
آغوشش گرم و مشکبار است
انفاس بهشت برقرار است
گویی که برینِ گلعزار است
در جوش و خروش جویبار است
این گاه نکوترین شمار است
هر مست به بوسه در کنار است
این اسب قشنگ بی سوار است
ساسانم و در برم چو یار است
سیمرغ چو سایه اش حصار است
پر رونق و عیش کسب و کاراست
این سورِ وحید سِحربار است
Join my group board
, مجموعه اشعار ساسان خاکسار متخلص به وحید تویسرکانی
on Pinterest! https://pin.it/6kSkqEb
دیدگاه ها (۲)

بهاریه

بهاریه و ..‌

بهاریه

من سراپا سکوت و فریادم از غم دوستان چو ناشادم دل به یارِ یگا...

گر هدیه ی من شاخه گلی سرخ شدست چشمانم از حسرت رویت شده مست ا...

بگذار ستاره ها زنندت فریادبگذار که بشکنند دستِ بیدادبگذار کم...

با چشمهای خیس برایم سرود خوانددل را فریفت، بس که به مستی مرا...

دلم تنگ است ای جانمبیا با اشک کن لبریز جامم راجهان لرزید گوی...

یلدای مرا بساز با نوربگذر ز شبانه های دیجور زیباست سروده های...

زندگی زیباست... پروردگار تو زیبا کشیده نقش/ این فرش هستی اس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط